به گزارش اطلاعات آنلاین، ایالات متحده به تدریج به توافق جدیدی با ایران نزدیک میشود که آتشبس را به مدت ۶۰ روز تمدید، مذاکرات بر سر برنامه هستهای ایران را آغاز و تنگه هرمز را بازگشایی میکند. اما جدا از اینکه آیا توافقی به دست آید یا نه، شکی نیست که جنگ دونالد ترامپ با ایران یک فاجعه تمامعیار بوده است. هیچ یک از اهداف پیش از جنگ دولت محقق نشده است. در همین حال، هزینههای این درگیری همچنان به صورت تصاعدی در حال افزایش است.
در سه ماه پس از حمله ایالات متحده به ایران، ترامپ و دیگر مقامات دولت مجموعهای از اهداف و توضیحات دائماً در حال تغییر را برای این درگیری ارائه دادهاند. ساعاتی پس از شروع جنگ، ترامپ ادعا کرد که هدف اصلی ایالات متحده در ایران «دفاع از مردم آمریکا با از بین بردن تهدیدهای قریبالوقوع از سوی رژیم ایران» است. ترامپ در مورد اینکه این تهدیدهای قریبالوقوع چیستند، به طرز چشمگیری مبهم بوده است.
به طرز شگفتآوری، یکی از توجیههای او این بود که این حملات مانع از استفاده ایران از «بمبهای کنار جادهای یا بمبهای دستساز» برای آسیب رساندن به سربازان آمریکایی میشود، که این اتفاق بیش از ۱۵ سال پیش در زمان حضور نیروهای رزمی ایالات متحده در عراق رخ داد. یکی دیگر از استدلالهای کلیدی دولت ترامپ این بود که حملات نظامی مانع از ساخت سلاح هستهای ایران میشود. با این حال، ترامپ بارها گفته که آمریکا در ژوئن گذشته «برنامه تسلیحات هستهای ایران را نابود کرد».
رژیم ایران نه تنها دست نخورده است، بلکه مسلماً نسبت به قبل از شروع جنگ، ریشهدارتر شده است. رئیس جمهور سعی کرده است با ادعای اینکه ایران در تلاش برای از سرگیری برنامه هستهای خود است، این دو استدلال را با هم تطبیق دهد. اما این ادعا با اطلاعات ایالات متحده و حتی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، که قبل از شروع جنگ گفته بود هیچ مدرکی مبنی بر غنیسازی سوخت هستهای ایران وجود ندارد، در تضاد است.
علاوه بر این، ارتش ایالات متحده حملات خود را بر قابلیتهای نظامی متعارف ایران متمرکز کرده است، نه زیرساختهای هستهای آن. در مورد آن قابلیتهای نظامی متعارف چطور؟ نابودی نیروی دریایی ایران یکی دیگر از اهداف کلیدی جنگ بود - و هدفی که ایالات متحده به آن نزدیکتر شده است. دریاسالار برد کوپر، رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده، به کنگره گفت که ایالات متحده ۱۶۱ کشتی دریایی ایران و بیشتر مینهای آن را نابود کرده است.
با این حال، این حملات داراییهای دریایی سپاه پاسداران ایران را که ناوگانی از قایقهای تندرو و موشکاندازهای زمینی را در اختیار دارد، هدف قرار نداده و همچنین مانع از قطع ترافیک دریایی ایران در تنگه هرمز نشده است. ترامپ همچنین گفت که ایالات متحده میخواهد توانایی موشکی ایران را نابود و صنعت موشکی آن را با خاک یکسان کند.
مهم نیست که ایران موشکهایی ندارد که بتواند ایالات متحده را هدف قرار دهد و طبق گزارشهای اطلاعاتی ایالات متحده، یک دهه با توسعه چنین سلاحهایی فاصله دارد. اطلاعات ایالات متحده همچنین تخمین میزند که ایران هنوز تقریباً ۷۰٪ از ذخایر موشکی و پرتابگرهای متحرک قبل از جنگ خود را کنترل میکند و تقریباً به ۹۰٪ از تأسیسات ذخیرهسازی و پرتاب موشک زیرزمینی خود دسترسی پیدا کرده است.
سپس ادعای ترامپ مطرح میشود که جنگ برای مردم ایران آزادی به ارمغان میآورد و به آنها فرصتی میدهد تا حکومت خود را بازپس گیرند. اگرچه آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، در روزهای اول جنگ به شهادت رسبد، رژیم ایران نه تنها دست نخورده است، بلکه مسلماً نسبت به قبل از شروع جنگ، ریشهدارتر شده است. ترور آیتالله، عناصر تندرو بیشتری را در درون حکومت به قدرت رساند.
شرمآورترین نکته برای دولت ترامپ این است که یکی از اهداف کلیدی ایالات متحده - بازگشایی تنگه هرمز - تنها به دلیل خود جنگ ضروری است. تمدید احتمالی آتشبس، تنگه را به مدت ۶۰ روز بازگشایی میکند و به کشتیها اجازه میدهد بدون عوارض یا هزینه عبور کنند - امتیازی از سوی تهران. اما به خاطر داشته باشید که این تنگه قبل از شروع بمبارانها برای ترافیک دریایی باز بود. و از همه نظر، ایران ملزم به دادن هیچ امتیاز دیگری در مورد سایر اهداف کلیدی که ترامپ برای توجیه جنگ از آنها استفاده کرد، نیست.
این جنگ همچنین میلیاردها دلار هزینه بر صنایع مختلف در ایالات متحده و سراسر جهان تحمیل کرده است. در همین حال، هزینه جنگ همچنان در حال افزایش است. تا اواسط ماه مه، هزینههای مستقیم جنگ - طبق اعلام پنتاگون - تقریباً ۳۰ میلیارد دلار بود. این تخمین شامل میلیاردها دلار هزینه تعمیرات پایگاههای آمریکایی در منطقه که توسط موشکهای ایران آسیب دیدهاند، نمیشود.
سپس هزینههای غیرمستقیم وجود دارد. بسته شدن خلیج فارس به روی ترافیک دریایی باعث شده است قیمت بنزین در ایالات متحده تقریباً ۵۰ درصد افزایش یابد که به معنای تقریباً ۴۰ میلیارد دلار هزینه اضافی برای آمریکاییها است. گلدمن ساکس تخمین خود از رشد تولید ناخالص داخلی ایالات متحده در سال جاری را به دلیل جنگ ۰.۵ درصد کاهش داده است.
جاستین ولفرز، اقتصاددان دانشگاه میشیگان، تخمین میزند که این جنگ تقریباً سه تریلیون دلار از ارزش بازار سهام ایالات متحده را از بین برده است و میتواند هزینه بالقوهای از صدها میلیارد تا تریلیونها دلار داشته باشد. این جنگ همچنین میلیاردها هزینه را به صنایع مختلف در ایالات متحده و سراسر جهان تحمیل کرده است. خطوط هوایی احتمالاً قیمتهای بسیار بالای سوخت را به شکل بلیتهای گرانتر به مصرفکنندگان منتقل خواهند کرد.
بستن تنگه هرمز، ذخایر جهانی هلیوم را کاهش داده است، که یک ماده اولیه کلیدی در تولید نیمههادیها، تصویربرداری پزشکی و سایر صنایع است. خلیج فارس همچنین یک نقطه ترانزیت اصلی برای تامین کود است. قطع عرضه منجر به افزایش قیمت محصولات کشاورزی شده و حتی میتواند بازده جهانی محصولات کشاورزی را کاهش دهد.
این سلسله پیامدهای منفی مستقیماً ناشی از شروع جنگ توسط رئیس جمهوری بدون فکر کردن به این است که آیا این درگیری ارزشش را دارد یا خیر - و مهمتر از همه، چه چیزی ممکن است اشتباه پیش برود. چه با توافق و چه بدون توافق، هیچ راهی برای پنهان کردن این آشفتگی وجود ندارد. جنگ ایران بدتر از یک اشتباه است. این یک فاجعه راهبردی است